جديد ترين محصولات
ادامه لیست
سه شنبه 20 تیر 1396

مقیاس هوش وکسلر

در سال 1939 دیوید وکسلر آزمونی طراحی کرد که به ((توانایی زبانی )) بستگی چندانی نداشته باشد. این آزمون دو بخش مقیاس کلامی و مقیاس عملی دارد که هر کدام هفت عنوان را می‌سنجند.

در مقیاس کلامی: اطلاعات عمومی، درک موضوع، واژه شناسی، شباهت‌ها و تفاوت‌ها و توالی و تکرار ارقام بررسی می‌شود و در مقیاس عملی: تکمیل تصاویر ناتمام، طراحی با مکعب‌ها، تنظیم تصاویر برای بیان یک داستان، رمزجویی و ساخت جورچین ( پازل) و ... سنجیده می‌شود.

4 false false false Microsoft Internet Explorer. Normal

 همچنین مقیاس هوش وکسلر برای بزرگسالان و کودکان جداگانه طراحی شده است.

(WISC) Children Wechsler Intelligence Scale for

(WAIS) Scale Wechsler Adult Intelligence

(WPPSI) Intelligence Wechsler Preschool and Primary Scale of

 مقیاس هوش وکسلر امروزه پر کاربردترین آزمون استاندارد شده در دنیا برای سنجش IQ است. آزمون‌های استانفورد – بینه ( که امروزه تجدید نظر پنجمین آن به کار می‌رود) و وکسلر آزمون‌هایی (( انفرادی)) هستند یعنی توسط (( آزمونگر)) روی یک فرد خاص (( آزمودنی)) اجرا می‌شوند. اما در آزمون‌های گروهی ( مانند آزمون SAT) یک آزمونگر یک گروه از افراد را مورد سنجش قرار می‌دهد.

در زمینه‌ی روانشناسی اثر هیلگارد واتکینسون این گونه آمده است که : یک آزمون یا شیوه‌ی سنجش باید از (( پایایی)) ( Reliability)) خوبی برخوردار باشد، یعنی باید نتایج قابل تکرار و باثباتی داشته باشد و همچنین باید (( روایی)) یا اعتبار ( Validity) بالایی داشته باشد یعنی میزان سنجش آن چه مورد نظر است در حد پذیرفتنی باشد. مثلا اگر در آزمون ترمی دانشگاه در یک واحد درسی از واژگان دشوار یا پرسش‌های دو پهلوی انحرافی استفاده شود، آنچه سنجش می‌شود توانایی کلامی یا تیزبینی دانشجویان است نه پیشرفت درسی آنان، گرچه ممکن است یک گروه دیگر از دانشجویان گستره‌ی پاسخ مشابهی داشته باشند.

پس در این جا پایایی مناسب و روایی نامناسب است.

ترازوی پیمایش هوش انسانی: بهره ی هوشی یا IQ

هوش  یک توانایی ذهنی عمومی است که شامل توانایی استدلال، برنامه‌ریزی، نظارت، حل مسایل، تفکر انتزاعی، درک افکار، یادگیری از آزمون‌ها و کسب تجربه است.

بر این اساس اگر فردی IQ بیشتری از دیگری داشته باشد به این معنا نیست که با هوش‌تر است بلکه به این مفهوم است که (( توانایی شناختی )) مشخص بیشتری دارد. پس IQ  تمامیت هوش افراد را اندازه نمی‌گیرد.

پرسش این است که در انتها این IQ چه چیزی را اندازه می‌گیرد؟

از گفتار پیشین به یاد بیاوریم که بنا بر نظریه‌ی هوش هفت‌گانه‌ی گاردنر، در هر فرد ترکیبی از هوش‌های مختلف ( از قوی تا ضعیف ) برآیند هوش و در نتیجه تفاوت‌های فردی را در این زمینه تعیین می‌کند.

این هفت نوع هوش شامل این موارد است:

1-     هوش زبانی

2-     هوش منطقی – ریاضی

3-     هوش بدنی – جنبشی

4-     هوش فضایی

5-     هوش موسیقیایی

6-      هوش میان فردی

7-     هوش درون فردی

در واقع آزمون‌های IQ تنها سه مورد از این هفت مورد ( هوش زبانی ، هوش منطقی- ریاضی و هوش فضایی) را می‌سنجد در حالی که ممکن است فردی در یک تا چهار نوع دیگر از هوش توان بیشتری داشته باشد که به خاطر زاویه‌ی دید محدود IQ در (( نقطه‌ی کور)) قرار دارند.( هوش زبانی و منطقی – ریاضی از مغز چپ و هوش فضایی از مغز راست نتیجه می‌شوند.) پس تفاوت است بین داشتن قابلیت‌های پیشرفته‌ی شناختی مشخص و توانایی استفاده از این قابلیت‌ها در ترکیب و هماهنگی با بقیه ذهن در یک زندگی واقعی. ( نابغه‌های ابله یا Autisic savant  نمونه‌های ناهماهنگی بین IQو نبوغ را نشان می‌دهند.)

با این همه آزمون‌های IQ (( نماینده ))‌ای از قابلیت‌های شناختی و توانمندی‌های ذهنی افراد هستند. آزمون‌های IQ توانایی تفکر را اندازه می‌گیرند نه (( دانسته‌های فرد)) را . همچنین در پاسخدهی به این آزمون‌ها (( زمان )) یک عامل مهم است پس (( سرعت پاسخگویی به پرسش‌ها )) یا به دیگر سخن (( مهارت و چالاکی تفکر)) نیز همزمان سنجیده می‌شود . ( کم نبوده‌اند بچه‌های باهوش که با وجود ذخیره‌ی عالی دانسته‌های خود، به خاطر کندی در پردازش ذهنی و پاسخدهی، از رقابت‌های هوشی مانند آزمون کنکور دانشگاه‌ها ، حذف شده‌اند.)

پاسخ به آزمون در یک فرد ممکن است در آزمون‌های مختلف در شرایط متفاوت تا 15 نمره بیشتر یا کمتر باشد. در این جا عوامل بسیاری همچون یکسونگری طراح پرسش‌ها و شرایط پاسخگویی فردی و محیطی دخالت دارند. برای نمونه بهره‌ی هوشی جرج بوش ( پسر) را از 115 تا 125 محاسبه کرده‌اند. ( IQ  جرج بوش پدر فقط 95 است.)

هر 15 نمره تفاوت امتیاز یک انحراف معیار استاندارد از جمعیت کلی مردم است بنابراین گستره‌ی 85 تا 115 اولین انحراف معیار استاندارد است که شامل 68 % از جمعیت می‌شود و گستره‌ی 70 تا 130 دو انحراف معیار استاندارد و شامل 95 % از جمعیت عمومی است. به بهتر سخن 68 % مردم IQ بین 85 تا 115 دارند و 95% مردم در گستره‌ی IQ بین 70 تا 130 قرار می‌گیرند. بنابراین نمره IQ برابر با کمتر از 70 تشخیص کم توانی ذهنی را محرز می‌کند و نمره‌ی بالای 130 بدون تردید درجاتی از نبوغ را آشکار می‌سازد.

logo-samandehi
سبد خرید شما
تعداد محصول 0
  1. محصول
  2. قیمت
  3. تعداد
جمع خرید شما 0 تومان
سبد خرید خالی کردن سبد خرید
عضویت در خبر نامه
ایمیل  
شماره موبایل
 
 
عضویت انصراف از عضویت
پيگيري سفارشات
کد پیگیری سفارش:  

ارسال کد سفارش
LiveZilla Live Help
پیاده سازی شده توسط گروه برنامه نویسی آوا - Powered By AVASHOP